گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
103
كورشنامه ( فارسى )
راهنما خدمت كنند . ضمنا وضع دشمن را به تفصيل بيان داشتند تا بيش از پيش او را به حمله تشويق و ترغيب نمايند . كورش سؤال كرد : « آيا ممكن است قبل از اينكه در مواضع مستحكم خويش موضع گيرند به آنها رسيد ؟ زيرا هيچ تصور نمىكرديم كه بدينسهولت از دستمان خارج شوند و راه فرار پيش گيرند . » غرض او از طرح اين مطلب اين بود كه وضع خويش را به خوبى در نظر آنان روشن سازد . نمايندگان جواب دادند : « چون دشمن ، با ارابهها و مهمات ، حركتش كند است ، مىتوان با سربازان تيزپا ، قبل از طليعهء صبح به فراريان رسيد . به خصوص كه شب گذشته بىخوابى كشيدهاند و نمىتوانند مسافت بعيدى راهپيمايى نمايند . » كورش باز سؤال كرد : « آيا براى صدق گفتار خود حاضريد وثيقه بدهيد ؟ » - حاضريم گروگان بدهيم مشروط بر اينكه تو هم در برابر خدايان قسم ياد كنى و دست اتحاد به ما بدهى تا ما نيز در برابر متحدين خود خاطرجمع شويم . كورش قسم ياد كرد در صورتىكه به عهد خود وفا نمايند ، آنان را در زمرهء ياران خود بپذيرد و با آنان همان رفتارى را معمول دارد كه با پارسىها و مادىها معمول داشته است . و بدون اينكه تفاوتى بين آنان و سايرين قايل شود ، در صورت ابراز لياقت ، مناصب نيكو به آنها تفويض دارد . هنوز آفتاب غروب نكرده بود كه جملهء سپاهيان كورش غذا خوردند و مهياى حركت شدند . كورش به هيركانيان دستور داد در انتظارش باشند تا به اتفاق حركت كنند . تمام پارسىها به موقع حاضر شدند . تيگران نيز با سواران آمادهء حركت شدند . برخى از مادىها نيز چون از طفوليت با كورش بزرگ شده و عدهاى ديگر به سبب اينكه بارها با او به شكار پرداخته و از ملازمتش دلخوش و اميدوار بودند ، داوطلبانه در خدمتش حاضر شدند . عدهاى در ازاى خدمتى كه كورش انجام داده و آنان را از رعب و هراس نجات بخشيده بود و دستهاى چون از كفايت و حسنتدبيرش اطمينان حاصل كرده بودند و مىدانستند كه روزى پادشاهى بزرگ و سرور و فرمانده كليهء سرزمينها خواهد شد ، فرمانش را گردن نهادند و با ميل و رغبت به خدمتش حاضر شدند . عدهاى هم خدمات وى را در زمان پدربزرگش مىستودند و به پاس حسنسلوك و شفاعتهايى كه نموده بود ، تبعيتش را واجب مىدانستند . بدينقرار ، تقريبا كليهء مادىها داوطلب خدمت شدند و با ميل و رغبت در ركاب كورش به راه افتادند . به استثناى عدهاى كه در خيمهگاه سياكزار حضور داشتند و تحت امر او باقى ماندند . عموم اين دستهها با خاطرى شاد كه فقط در مواقعى حاصل مىشود كه كره و اجبار نباشد ، خدمت كورش را قبول كردند . كورش چون از محل اقامت خويش خارج شد ، اول با مادىها روبهرو شد و اسباب رضايت